ط. مباني كتاب‌شناسي‌

كتاب‌شناسي‌، يكي ديگر از مباني اساسي هرگونه پژوهش تاريخي يا علمي است‌. گزارش من‌ اغلب از ايجاز لينه‌اي‌1 هم موجزتر است‌، ولي كوشيده‌ام تا هر بحث را با فهرستي از منابع مهم و بسياري انتشارات ديگر كامل كنم‌. از اين‌رو خواننده وسايل فراواني براي بازرسي هر كلمه از اظهاراتم و ادامهٴ مطالعهٴ هر موضوعي در هر سطحي در اختيار خواهد داشت‌.
سعي كرده‌ام كتاب‌شناسي درخوري عرضه كنم‌، ولي نكوشيده‌ام تا آن را كامل سازم‌، بلكه‌ عمداً از آن اجتناب كرده‌ام‌. مثلاً، از اشاره به تعدادي از آثار منتشره‌اي كه مي‌دانستم بيهوده‌اند، چشم پوشيده‌ام‌. اين بدان معني نيست كه همهٴ آثاري كه بدان‌ها اشاره كرده‌ام مهم‌اند، چون‌ ترجيح داده‌ام كه نسبت به مؤلفان حسن ظن داشته باشم‌. به ياري تعدادي وسايل كتاب‌شناسي‌ كه نزد هر محققي معروف است‌، و به ياري همهٴ منابع كتاب‌خانه‌اي مجهز، اينك نسبتاً به آساني‌ مي‌توان كتاب‌شناسي‌هاي مهمي را دربارهٴ تقريباً هر موضوعي تدوين كرد. ولي چنين‌ كتاب‌شناسي‌هايي‌، كه تعدادشان روزافزون مي‌شود، كم‌تر به كار مي‌آيد. به مقياسي كه در روزگار ما تأليفات گردآوري مي‌شود، افزايش اين منابع كتاب‌شناسي و اين كتاب‌شناسي‌ها روزبه‌روز سريع‌تر، محتوايشان گيج‌كننده‌تر و هرچه بيهوده‌تر خواهد شد. آنچه ما لازم داريم فهرست‌هاي‌ جامعي نيست‌، كه در آنها آثار گران‌بها در ميان تودهٴ مزخرفات گم مي‌شود، بلكه فهرست‌هاي‌ گزيدهٴ انتقادي است كه مراجع و منابع مندرج در آنها به وسيلهٴ محققان صالح از نظر محتوايي‌ آزموده شده باشد و به درستي تحليل‌، ارزيابي و طبقه‌بندي شود.2
بسياري از فهرست‌هاي كتاب‌شناسي‌، مانند آنچه اغلب به وسيلهٴ كتاب‌خانه‌ها منتشر مي‌شود، ارزش ناچيزي دارد، نه تنها از اين‌رو كه بهترين آثار عملاً در آنها از قلم افتاده‌، بلكه هم‌ بدان سبب كه آنها ناچارند از ذكر برخي مهم‌ترين آثار صرف‌نظر كنند. البته هر محققي مي‌داند كه‌ برخي از گران‌بهاترين اطلاعات دربارهٴ هر موضوعي ممكن است در كتاب‌ها يا اوراقي به دست‌ آيد كه اختصاصاً به موضوع ديگري مربوط است‌. در كتاب‌شناسي من‌، كه اساساً محتوايي و انتقادي است‌، مشتاق بوده‌ام مراجع استناد غيرمنتظره‌اي را مورد استفاده قرار دهم‌.
به علاوه‌، من اغلب ملاحظاتي انتقادي اضافه كرده‌ام‌. اهميت اين ملاحظات را بي‌جهت‌ نمي‌توان بالا برد. من عادت ندارم به اظهارات ضمني بپردازم و عموماً صريح هستم‌؛ از اين رو اگر تأليفاتي را ((مهم‌)) ناميده‌ام‌، اين بدان معني نيست كه ديگر تأليفات مذكور در آن فصل غير مهم‌


1 .كارل فون لينه Karl von Linne (م78-1707) گياه‌شناس سوئدي و واضع روش نام‌گذاري دوتايي در خصوص گياهان و جانوران بود. - م‌.
2 .اين عقيده را در ((كتاب‌شناسي تركيبي‌)) توسعه داده‌ام‌. نك Isis ، ج‌3، ص 159-170، سال 1920؛ نيز نك Isis ، ج 6، ص 567، سال 1925.